شد و امد کردن

مترادف‌ها

آمد و شد کردن، رفت و آمد کردن

متضادها

ثابت ماندن

لغت نامه دهخدا

( شد و آمد کردن ) شد و آمد کردن. [ ش ُ دُ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تردد. ( زوزنی ).

فرهنگ فارسی

( شد و آمد کردن ) تردد

جمله سازی با شد و امد کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست گفت با ما منشین، کز تو سلامت برخاست

💡 سفیان گفت: در نزدیک رابعه شدم، درمحراب شد و تا روز نماز می‌کرد و من در گوشه دیگر نماز می‌کردم، تا وقت سحر. پس گفتم: به چه شکر کنیم آن را که ما را توفیق داد تا همه شب وی را نماز کردیم.

💡 غلام چون آن حال بدید گفت: الهی! چون پرده من دریده شد و راز من آشکارا گشت، دردنیا مرا راحت نماند. به عزت خود که مرا فتنه نگردانی و جان من برداری.

💡 و گفت: تا مادام که کون موجود بود تفرقه موجود بود، پس چون کون غالب گشت حق ظاهر شد و این حقیقت جمع بود که جزء حق نبیند و جز ازو سخن نگوید رحمةالله علیه.

💡 عَوْف اَزْدی از تَوّابینی است که در قیامِ تَوّابین کشته شد و در اشعارش پشیمانی به‌چشم می‌خورد.

💡 به هر روی در همان سال بیماری موسکاردین به ایران رسید و تولید گیلان به شدت کم شد و یک دهم سال قبلش رسید.

💡 بازار سهام در روزهای اخیر با شدت بسیار زیادی در حال شد و امد کردن است که باعث نگرانی بسیاری از سرمایه‌گذاران کوچک و بزرگ شده است.

💡 طبیعت در تمام فصول سال با انواع تغییرات و شد و امد کردن در دما و آب و هوا، زیبایی‌های منحصر به فرد خود را به نمایش می‌گذارد.

💡 روابط عاطفی در دوران ابتدایی آشنایی معمولاً با شد و امد کردن در میزان صمیمیت و تفاهم میان دو طرف همراه است که نیاز به صبر دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران