شبیب بن جراد
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] شَبیب بن جَراد یکی از شهدای کربلا است.
او شاعر بود و در جنگ قادسیه (سال چهارده هجری) حضور داشت. به گفته برخی از معاصرین در میدان های جنگ به ویژه در جنگ صفین به دلیری نام بردار بود.
حضور در کربلا
گزارشی که به صورت تلخیص در ذیل می آید با استناد به منابع اخیر بود. و مآخذ کهن به جز الاصابة از حضور وی در کربلا سخنی نگفته اند:شبیب، از کوفیان برای امام حسین علیه السلام بیعت گرفت و خود نیز از حضرت مسلم علیه السلام حمایت کرد. امّا هنگامی که آن بزرگوار در نهایت غربت به شهادت رسید، شبیب به سپاه عمرسعد پیوست و تا شب یا عصر تاسوعا در آنجا بود. هنگامی که شمر نامه عبیدالله زیاد را به عمرسعد داد و شبیب دانست که راهی جز جنگ با امام حسین علیه السلام وجود ندارد. دگرگون شد و در تاریکی شب دهم خود را به اردوگاه اباعبدالله الحسین علیه السلام رساند؛ و چون از بنی کلاب بود به حضرت ابوالفضل علیه السلام و برادرانش که با وی از طرف مادر هم قبیله بودند روی آورد.
شهادت شبیب
او در روز عاشورا در نبردِ نخستین و مقابل امام حسین علیه السلام به شرف شهادت نایل گشت.
جمله سازی با شبیب بن جراد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مورخان قتل او را زمانی ذکر کردهاند که ابومسلم به نیشابور آمده بود. از تعالیم بهآفرید اطلاعی نداریم اما بیرونی میگوید که بهآفرید کتابی به زبان فارسی برای پیروان خود آورد ولی این گفته او نادرست است زیرا این کتاب به خط عربی یا پهلوی بوده. ابنندیم نیز میگوید که بهآفرید پیش گویی میکرد و از آینده خبر میداد و برای پیروانش روزانه پنج رکعت نماز بدون سجود را معین کرده بود. وی به خدای یگانه معتقد بوده اما نمیدانیم چه نسبتی بین خدا و خورشید قرار میداده. به مرور طرفداران او بسیار شدند و نه مغان و نه مسلمانان توان مقابله با او را نداشتند و از ابومسلم کمک خواستند؛ ابومسلم دو نفر از یاران خود را به نامهای شبیب بن واج المروروزی و عبدالله بن سعید به سوی به آفرید فرستاد و در نتیجه این برخورد بهآفرید اسلام آورد و شعار عباسیان را سر داد اما دست از کار غیبگویی برنداشت، در نتیجه عبدالله بن سعید با سپاهی به زوزن حمله کرد و و بهآفرید را در جبال بادغیس گرفتار کرد و به نیشابور نزد ابومسلم برد.