شب گذاشتن

لغت نامه دهخدا

شب گذاشتن. [ ش َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بیتوته. ( ترجمان القرآن جرجانی ). به سرآوردن شب. گذراندن شب. به شب مقیم شدن در جایی.

فرهنگ معین

(شَ. گُ تَ ) (مص ل. ) شب را سر کردن.

ویکی واژه

شب را سر کردن.

جمله سازی با شب گذاشتن

💡 اول: موی سر است و ستردن اولیتر به پاکی نزدیکتر، مگر اهل شرف را اما بعضی ستردن و بعضی رها کردن و هرجایی موی پراکنده گذاشتن عادت لشگریان است و کراهیت و نهی آمده است از آن.

💡 کنار گذاشتن حجاب برای زنان مقامات کار سختی نبود، اما حضور در انظار عمومی با لباسی اروپایی باعث شرمساری اغلب زنان طبقهٔ عامه می‌شد.

💡 گفتند شبلی گفته است الهی همه خلق را بینا کن که ترا بینند گفتند دعوی بدتر است یا گناه گفت دعوی خودگناه است گفتند بندگی چیست گفت: عمر در ناکامی گذاشتن.

💡 تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ قیل فرائض اللَّه و شروطه، و قیل ممنوعاته. این اندازها است که خدای نهاد در دین خویش، میان طاعت و معصیت پسند و ناپسند. فَلا تَقْرَبُوها گرد اندازهای وی مگردید بسست فرا گرفتن و فرو گذاشتن.

💡 در خرداد ۱۳۹۵ و دو ماه پیش از المپیک ۲۰۱۶ برزیل، رئیس کانون تکواندوکاران ایران ضمن هشدار جدی نسبت به کسب نتایج ضعیف تکواندو در برزیل آن را برآیند بی‌تدبیری مسئولان فدراسیون تکواندو در کنار گذاشتن مهماندوست دانست.

💡 و در ملاقات پيغمبر اكرم (ص ) با مامورين عامل يمن كه ريشهاى خود را تراشيده بودند،ايشان فرمود: واى بر شما چه كسى شما را به اينعمل فرمان داده ؟ گفتند: ما را پروردگارمان (كسرى ) فرمان داده حضرت فرمود: اماپروردگار من، مرا به گذاشتن ريش و زدن شارب فرمان داده است. (371)