شاگردی کردن

لغت نامه دهخدا

شاگردی کردن. [ گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در خدمت استاد بودن فراگرفتن فضل و دانش را. تتلمذ کردن:
شاگردی روزگار کردم بسیار
در دور زمان هنوز استاد نیم.خیام.|| به خدمت در نزد کسی ایستادن. در خدمت صنعتگری استاد کار کردن و کار آموختن. || وردستی استاد کار کردن خاصه در دیوان رسالت: مدتی دیگر شاگردی کند تا مهذب تر گردد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 373 ). مدتی دراز بکشمیر رفته بود و شاگردی کرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 413 ). مدتی دراز شاگردی وزیری چون احمد حسن کرده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 397 ). گفت خدا مرا فرستاد تا شاگردی تو کنم. ( قصص الانبیاء ص 124 ).شاگردی کن کنون که استاد نه ای. ( مقامات حریری ). || در درجه ای فروتر از استاد و صاحب کار یا متصدی عمل، شغل گذراندن. || خادمی کردن و غلامی کردن. خدمتکاری کردن.

فرهنگ فارسی

در خدمت استاد بودن فرا گرفتن فضل و دانش را.

جمله سازی با شاگردی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تاناکا در کورومه، ولایت چیکوگو(استان فوکوئوکا کنونی) به دنیا آمد. او پسر بزرگ یک استاد‌کار پوسته لاک پشت بود. تاناکا که از سنین پایین شاگردی می‌کرد، صنعتگری با استعداد بود. او در سن هشت سالگی، سنگ جوهری دارای یک قفل مخفی اختراع کرد که برای باز کردن آن باید تاری را به طرز خاصی بپیچاند. تاناکا در سن ۱۴ سالگی دستگاه بافندگی را اختراع کرد که می‌توانست طرح های پیچیده‌ای را به درون پارچه ببافد.

💡 متاسفانه در نظام آموزش و پرورش ما به این کار توجه نمی کنند و همه را با یک چوب می رانند و این سیستم رقابت، نمره و تاکید روی شاگرد اولی از مخرب ترین کارها در آموزش است که در این مملکت در حال رخ دادن است. می خواهم خواهش کنم و تقاضا کنم که این را تغییر دهند و تبدیل کنند به آن شرایطی که هر انسانی، هر شاگردی و هر دانشجویی بتواند خودش باشد با توانایی های خودش و این توانایی ها را در زندگی خودش، زندگی جامعه اش و خدمت کردن به جامعه بتواند پیش ببرد.

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز