شاه سار

لغت نامه دهخدا

شاه سار. ( ص مرکب ) مانند و شبیه به شاه. ( ناظم الاطباء ). اما در جای دیگر دیده نشد.
شاه سار. ( اِخ )نام شاعری است باستانی و دوبار در لغت فرس اسدی بشعر او استشهاد شده است. ( یادداشت مؤلف ):
گهرفتال شد این دیده از جفای کسی
که بود نزد من او را تمام ریزفتال
چو باز را بکند بازدار مخلب و پر
بروز صید برو کبک راه گیرد و چال.
( لغت فرس اسدی چ دبیرسیاقی ص 115، 114 ). و مؤلف شرح حال رودکی ( ص 458 ) می نویسد که او از شعرای دربار سامانیان بوده است.

فرهنگ فارسی

مانند و شبیه به شاه اما در جای دیگر دیده نشد.

فرهنگ اسم ها

اسم: شاه سار (پسر) (فارسی) (تلفظ: shahsar) (فارسی: شاهسار) (انگلیسی: shahsar)
معنی: نام یکی از شاعران دربار سامانیان

جمله سازی با شاه سار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سه گنبدان ساری به بناها و مکان‌هایی در ایران که حالت سه گنبد را داشته باشند سه گنبدان گویند. در ایران چندین مکان با وجه تسمیه سه گنبدان وجود دارد. مهم‌ترین سه گنبدان در ساری است و مقبره فریدون شاه اساطیری ایران و سه فرزند او ایرج، سلم و تور می‌باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران