شادمانی کردن

لغت نامه دهخدا

شادمانی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شادی کردن. نشاط. تنشط. اهتزاز: بر سلامت حالش شادمانی کرده گفتم... ( گلستان ). به صحبتش شادمانی کردند و به نان و آبش دستگیری نمودند. ( گلستان ).
مکن شادمانی به مرگ کسی
که دهرت نماند پس از وی بسی.( بوستان ).

فرهنگ فارسی

شادی کردن نشاط

جمله سازی با شادمانی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اعرابئی را گفتند: شادمانی چیست؟ گفت: در میهن خویش رفاه داشتن و با یاران همنشینی کردن.

💡 مردم شهرها، روستاها و مناطق عشایری چهارمحال وبختیاری با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن ابراز شادمانی و خرسندی می‌کنند. آنها تعداد آتش‌ها را نیز مانند سبزه‌ها فرد می‌گیرند و معتقدند پریدن از روی آتش زوج شگون ندارد.

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز