سینی انتقال
مترادفها
ظرف انتقال، سینی جابجایی
فرهنگستان زبان و ادب
{transfer table, surface traverser, traverser} [حمل ونقل ریلی] در خط آهن تعمیرگاه ها، ابزاری شبیه به پل متحرک برای جابه جایی عرضی خط نورد
ویکی واژه
در خطآهن تعمیرگاهها، ابزاری شبیه به پل متحرک برای جابهجایی عرضی خطنورد.
جمله سازی با سینی انتقال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با آزمایشهای بسیار، نشان داده شدهاست که سطح مس و آلیاژهای آن، باکتری انتروباکتر آئروژنز را در کمتر از ۲ ساعت از زمان آلودگی نابود میکند. این نتایج، نویدبخش غلبه بر عفونتهای بیمارستانی است. استفاده از مس در قسمتهای فلزی تخت و میز بیمار، شیرآلات و دستگیره درها، سینی، سینک و غیرو، به ویژه در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانها، سبب کاهش انتقال باکتری به دیگر افراد خواهد شد.
💡 پرستار در بخش مراقبتهای ویژه، از یک سینی انتقال استریل برای جابهجایی داروهای حساس و ابزارهای جراحی به اتاق عمل استفاده کرد.
💡 در آزمایشگاههای پیشرفته، دانشمندان برای جابهجایی نمونههای بیولوژیکی حساس از سینی انتقال مخصوص که قابلیت ضدعفونی شدن دارد، استفاده میکنند.
💡 کارگر رستوران برای آوردن غذاهای گرم از آشپزخانه به سالن اصلی، از یک سینی انتقال بزرگ و مقاوم در برابر حرارت استفاده کرد.