سیل نظر
لغت نامه دهخدا
سیل نظر. [ س ِ ن َ ظَ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بابالی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. دارای 180 تن سکنه. آب آن از چشمه ها. محصول آنجا غلات، صیفی، لبنیات و پشم است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایعدستی زنان سیاه چادربافی است. ساکنین از طایفه بخش الدین پیرداد هستند و زمستان رابه قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان بابالی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد.
جمله سازی با سیل نظر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بارها خون دل از شش جهتم راه ببست جوش عمان نظر سیل به قلزم پیوست
💡 اساساً، برآمدگی یک بخش تقسیم شده و در زیر اسپونسون خط آب است که از حجم داخلی کشتی جدا شده است. قسمتی پر از هوا و قسمتی بدون سیل است. در تئوری، برخورد اژدر پاره میشود و قسمت بیرونی برآمدگی پر از هوا را پر میکند، در حالی که قسمت داخلی پر از آب شوک را از بین میبرد و قطعات انفجاری را جذب میکند و بدنه اصلی کشتی را از نظر ساختاری دست نخورده باقی میگذارد. دیوارهای عرضی در داخل برآمدگی سیل را به ناحیه آسیب دیده سازه محدود میکنند.
💡 وقتی او وارد سالن شد، سیل نظر جمعیت که با کنجکاوی و تحسین به او مینگریستند، باعث شد تا برای لحظهای از حرکت باز ایستاده و سکوت کند.
💡 شاعر با توصیف سیل نظر معشوق در اشعار خود، سعی داشت شدت اشتیاق و نگاههای پرمعنایی را که میان عاشق و معشوق برقرار است، به تصویر بکشد.
💡 در آن لحظه حساس که همه منتظر اعلام نتایج بودند، سیل نظر خبرنگاران و دوربینها بر روی وی متمرکز شده بود تا هر واکنشی را ثبت کنند.