سپید جنگل

لغت نامه دهخدا

سپیدجنگل. [ س َ / س ِ ج َ گ َ ] ( اِ مرکب ) سفیدجنگل. جنگل تنک. کوسه جنگل. کله جنگله. جنگلی که فواصل میان درختان آن بسیار است و درختان کوتاه دارد. دامن بر. مقابل سیاه جنگل. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

جنگل تنک سفید جنگل کوسه جنگل

جمله سازی با سپید جنگل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیستگاه این پرنده در نواحی پردرخت و جنگلی است و هم در دشتها و هم در کوهستان‌ها و اغلب در نزدیکی فضاهای باز دیده می‌شود. بازهای سپید در نقاط دورافتاده جنگل برای خود آشیانه بزرگی می‌سازد، گاهی نیز از آشیانه متروک پرندگان دیگر استفاده می‌کند.

💡 تریستان ناگزیر می‌گریزد، و در راه فرار به گونه‌ای معجزه‌آسا در کلیسای کوچکی به ایزولت برمی‌خورد و او را نجات می‌دهد. عشاق به اتفاق یکدیگر به جنگل مورویس می‌گریزند و در آنجا برای خود سرپناهی می‌یابند و در آن زندگی می‌کنند، تا زمانی که یک روز مارک نهانگاه آنان را کشف می‌کند. با این حال، پس از اینکه تریستان موافقت می‌کند که ایزولت را به مارک بازگرداند و خود کشور را ترک نماید، میان آن‌ها آشتی و دوستی برقرار می‌گردد. تریستان سپس به بریتانی سفر می‌کند، جایی که در آن، او با دختری به نام ایزولت سپید دست (که هم همنام ایزولت است و هم به اندازهٔ او زیباست)، ازدواج می‌کند. این ایزولت دختر هوئل، پادشاه افسانه‌ای بریتانی محسوب می‌شود و خواهر سر کاهدین است.

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز