«سپر بر آب افکندن» یک تعبیر کنایی در زبان فارسی است که به معنای تسلیم شدن، فروتنی بیش از حد نشان دادن و کنار گذاشتن غرور و آبرو در برابر دیگران به کار میرود و در اصل تصویری از انداختن سپر بر روی آب را نشان میدهد که نمادی از پایان جنگ و دست کشیدن از مقاومت است. این عبارت در متون قدیمی به ویژه در شعر شاعران فارسی برای بیان حالت درماندگی یا ناتوانی استفاده شده است و گاهی نیز به معنای ترک غیرت یا چشمپوشی از عزت و ناموس در برابر شرایط سخت آمده است. در برخی کاربردها، این کنایه به وضعیتی اشاره دارد که فرد از ادامه مبارزه یا ایستادگی بازمیماند و راه سازش یا تسلیم را انتخاب میکند. بنابراین مفهوم اصلی آن بیشتر به زبونی و ناتوانی در برابر فشار یا سختی مربوط میشود. همچنین در ادبیات کلاسیک، این تصویر ادبی برای بیان احساس شکست یا ناامیدی نیز به کار رفته است. به طور کلی این اصطلاح نشاندهنده کنار گذاشتن مقاومت و پذیرفتن وضعیت موجود است. معنای آن در زبان امروز نیز همچنان به عنوان کنایهای از تسلیم و فروتنی شدید فهمیده میشود. این تعبیر بار معنایی ادبی دارد و بیشتر در متون قدیمی دیده میشود. در نتیجه، «سپر بر آب افکندن» یعنی دست کشیدن از مقاومت و تسلیم شدن در برابر شرایط یا طرف مقابل.
سپر بر اب افکند
لغت نامه دهخدا
( سپر بر آب افکند••• ) سپر بر آب افکندن. [ س ِ پ َ ب َ اَ ک َ دَ] ( مص مرکب ) کنایه از زبون شدن و فروتنی کردن و تنزل و ترک ننگ و ناموس و عار نمودن. ( برهان ) ( رشیدی ). در جنگ نامردی کردن و عاجز شدن. ( غیاث ):
نصیب روز نگه داشتم دگر چه کنم
فکند خواهم چون دیگران بر آب سپر.فرخی.از عشق لب لعل تو ای درّ خوشاب
چون نیلوفر سپر فکندیم در آب.قاضی حمیدالدین.گر بطوفان میسپارد ور به ساحل میبرد
دل به دریا و سپر بر روی آب افکنده ایم.سعدی ( طیبات ). || غروب کردن:
چو عاجز گشت از این خاک جگرتاب
چون نیلوفر سپر افکند بر آب.نظامی.
جمله سازی با سپر بر اب افکند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر ز عشق دگرکس سپر بر آب افکند من از فراق فکندم سپر بر آتش و آب
💡 ز تفّ برق تیغش نامداران سپر بر آب افکندی چو باران
💡 بآتش غنچه زان پیکان در آکند که نیلوفر سپر بر آب افکند