سرشک باری

لغت نامه دهخدا

سرشک باری. [ س ِ رِ ] ( حامص مرکب ) اشک ریزی. گریستن. اشک ریختن:
میکرد همان سرشک باری
اما بطریق سوگواری.نظامی.

فرهنگ فارسی

اشک ریزی. گریستن. اشک ریختن

جمله سازی با سرشک باری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مراست دیده چو ابر و از او سرشک چو باران که برسرم زهوایت بلا و صاعقه باری

💡 خواجو سرشک خونین بر چهره چند باری جائی که مهر باشد باران چه کار دارد

💡 ای آنکه غمگنّی‌ و سزاواری‌ و اندر نهان سرشک‌ همی باری‌