ستیز اوری
مترادفها
ستیز، جنگ، جدال، کشاکش، نزاع
متضادها
صلح، آشتی، سازش
لغت نامه دهخدا
( ستیزآوری ) ستیزآوری. [ س ِ وَ ] ( حامص مرکب ) کینه کشی. خصومت رانی. مجادله:
ستیز آوری کار آهرمن است
ستیزه بپرخاش آبستن است.اسدی.
فرهنگ فارسی
( ستیز آوری ) کینه کشی خصومت رانی
جمله سازی با ستیز اوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ستیز آوری کار اهریمن است ستیزه به پرخاش آبستن است