ستایش بردن

لغت نامه دهخدا

ستایش بردن. [ س ِ ی ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب )ستوده شدن. نیک نام گشتن. به نیک نامی مردن. ممدوح دیگران شدن بسبب کار نیک و منش پسندیده:
فریدون فرخ ستایش ببرد
بمرد او و جاوید نامش نمرد.فردوسی.بدیوار پشتش نهاد و بمرد
بمرد و ز گیتی ستایش ببرد.فردوسی.

جمله سازی با ستایش بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی با اتکا به قدرت مطلق فردی و اعدام بیش از ۲۰۰۰۰ تن از شورشیان، کوشید که امپراتوری، ثبات و عظمت خود را لااقل در همان برهه از تاریخ بازیابد و بدین ترتیب بود که توانست پیامدهای زوال را به تأخیر اندازد. جالب است که سلطان مراد با به کار بردن توصیه‌های یکی از مشاورانش به نام قوچی بیگ که در رسالهٔ اصلاحی خود، از اقدامات شاه عباس یکم با ستایش یاد کرده و آن را راهنمای خوبی برای انجام اصلاحات در عثمانی دانسته بود، توانست به اوضاع نابسامان امپراتوری سروسامان داده و موفقیت‌های بزرگی به دست آورد.

💡 هنرمندان ارشد مانند کارول کینگ، پل مک‌کارتنی، رینگو استار، بیلی جول، میک جگر، مدونا، دالی پارتن و بروس اسپرینگستین، مهارت سوئیفت به‌عنوان موسیقی‌دان را ستایش کرده‌اند. کینگ، سوئیفت را «نوهٔ حرفه‌ای» خود قلمداد و از سوئیفت به‌دلیل «پیش بردن مشعل به سوی جلو» قدردانی کرد. اسپرینگستین او را نویسنده‌ای «خارق‌العاده» نامید. استار و جول، سوئیفت را جانشین بیتلز دانستند.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز