ستاره شمردن

لغت نامه دهخدا

ستاره شمردن. [ س ِ رَ / رِ ش ِ / ش ُم َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از بیدار بودن و شب زنده داری کردن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( غیاث ):
حکایت شب هجران که باز یارد گفت
مگر کسی که چو سعدی ستاره بشمارد.سعدی.هر دم ای دیده برِ چرخ ستاره شمری
جان من عزم سفر کرد بگو ماه کجاست.امیرخسرو ( از آنندراج ). || رصدکردن. منجمی:
شب تیره پهلو ببستر نبرد
بطالعپژوهی ستاره شمرد.نظامی. || وقت گذراندن در شب. شب زنده داری کردن:
بدان مثل که شب آبستن است دور از تو
ستاره میشمرم تا که شب چه زاید باز.حافظ ( دیوان چ پژمان ص 164 ).

فرهنگ معین

( ~. شُ مَ یا مُ دَ ) (مص ل. ) کنایه از: شب زنده داری کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بیدار بودن بشب شب زنده داری کردن.

ویکی واژه

کنایه از: شب زنده داری کردن.

جمله سازی با ستاره شمردن

💡 تعداد ستارگان کهکشان راه شیری بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد تخمین زده می‌شود. شمردن همه ستاره‌های یک کهکشان غیرممکن است. حتی در کهکشانی مانند اندرومدا که همسایهٔ نزدیک راه شیری است، تنها تعداد کمی از ستارگان بسیار پرنور را می‌توان با تلسکوپ تشخیص داد. دانشمندان با روش‌هایی مانند بررسی حرکت چرخشی کهکشان‌ها و همچنین طیف‌سنجی، جرم یک کهکشان را محاسبه می‌کنند. سپس بر اساس آن، تعداد ستارگان کهکشان را تخمین می‌زنند.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز