سبد کش

لغت نامه دهخدا

سبدکش. [ س َ ب َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه سبد حمل کند. حمل کننده سبد:
سبدهای انگورسازنده می
ز روی سبدکش برآورده خوی.نظامی.

فرهنگ فارسی

آنکه سبد حمل کند

جمله سازی با سبد کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهرستان از لحاظ صنایع دستی مانند: چاقو سازی، فلز کاری و ساخت ادوات موسیقی و ابزار کشاورزی، گلیم، گیوه موج (چادر شب) و سبد پیشینه‌ای دیرینه دارد به‌طوری‌که این صنایع با اندک تغییراتی به خارج از کشور صادر می‌شوند.

💡 دلی پر چاکها داریم در بحر امید از وی مباد آن روز کاید ز آب خالی این سبد ما را

💡 " بازر بیتر" معمولاً به شوت‌هایی که در پایان کوارتر وارد سبد می‌شوند گفته می‌شود اما گاهی به شوت‌هایی که قبل از زنگ زمان مالکیت توپ پرتاب می‌شود هم می‌گویند، اگر بازیکن توپ را قبل از صدای زنگ رها کند و توپ وارد سبد شود امتیازش محسوب می‌شود.

💡 گل سر سبد روزگار، خوش خویی است کلید گنج سعادت گشاده ابرویی است

💡 بوریا بافی و سبدبافی در استان فارس رواج دارد و بهترین نوع بوریا متعلق به شهر کازرون است. سبد بافی قشقاییها از منظر شکل و نقش بسیار جالب است.

💡 گل سر سبد آسمان که خورشیدست ز شرم روی تو گردید مشرق پروین

مست یعنی چه؟
مست یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز