لغت نامه دهخدا
زگ درو. [ زِ دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهرویران است که در بخش حومه شهرستان مهاباد واقع است و 262 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
زگ درو. [ زِ دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهرویران است که در بخش حومه شهرستان مهاباد واقع است و 262 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهی از دهستان شهر ویران است در بخش حومه شهرستان مهاباد واقع است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهن پر خنده خوش چون توان کرد درو یا خنده گنجد یا دم سرد
💡 منقش گنبدش چون بال طاووس درو گردون معلق همچو فانوس
💡 گفت اینم بس که من بیدل مدام گر درو نرسم درو برسم تمام
💡 کسی که باده درو خورد مست شد دایم کسی که عیش درو کرد شاد شد به نوال
💡 ولیکن چون بسوراخ آورد روی درو کژّی نماند یک سر موی
💡 مشتری کو سود دارد خود یکیست لیک ایشان را درو ریب و شکیست