وارنگ. [ رَ ] ( اِ ) خیار بزرگ و معوج. || ترنج و لیموی بزرگ. || درخت نارنج. ( ناظم الاطباء ). || در ترکیب رنگ وارنگ کلمه به معنی رنگارنگ، رنگ بارنگ، رنگ رنگ است. || وارنگ در ترکیب وارنگ زدن، عکس، مخالف، مقابل، معنی میدهد: هر رنگی زدیم وارنگ آن را زد؛ یعنی مخالف آن رفتار کرد.
(رَ ) (اِ. ) ۱ - رنگ مخالف. ۲ - مخالف، عکس.، رنگ ~ رنگارنگ، گوناگون.
۱ - رنگ مخالف. ۲ - مخالف عکس یا رنگ وارنگ. رنگارنگ گوناگون رنگ رنگ.
رنگ مخالف.
مخالف، عکس.؛ رنگ ~ رنگارنگ، گوناگون.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسیر جنوب غرب طولانیترین مسیر است و از روستای وارنگهرود آغاز میشود و پس از پیمایش دره وارنگه رود وارد دره شیر کمر و دشت سوتک میشود و با عبور از گردنه سوتک و دشت کمانکوه از طریق گردنه چورن به قله میرسد.
💡 دِ وارنگْ که ته پیلهْ اسّائهْ کٰالهْ بَپیسْتْ وی حَروُمْ، نپیسّهْ وی حلالهْ
💡 اسوهنلد یک سردار وارنگی نیمه افسانهای سده دهم است که در خدمت سویاتوسلاو یکم کیف و خانوادهاش بود. اطلاعاتی که در مورد وی وجود دارد بسیار ناقص است. با وجود اینکه به نظر میرسد وی هیچ گونه ارتباط خویشاوندی با خاندان روریک نداشته است اما به نظر میرسد پس از شاهزاده، ثروتمندترین و بانفوذترین رهبر روسها بوده باشد.
💡 وارنگْ کال وُ دیمْ آل وُ دْ چشْ مَخموره زلفْ بُورهْ، میونْ موره، دْلو طهوره
💡 وَنوشه به باغِ ارَمْ هاونْ هاونْ د وارنگِ منه دوستْ، به ساوَنْ ساوَنْ