زه زده

لغت نامه دهخدا

زه زده. [ زِه ْ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) از میدان دررفته. || وارفته و بی حال. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

ازپادرآمده، از زیر بار دررفته.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - از میدان در رفته. ۲ - وارفته بی حال.

جمله سازی با زه زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگر زمین به شبیخون زده است راه سپهر که ماه و مشتری این گونه آشکار کند

💡 ز نقش پای چه گلدسته ها به سر زده است زمین ساده دل ای سرو خوش خرام از تو

💡 روزى با شاگردان خود مى گفت: در تمام دوران زندگى، هيچ كس مانند يك نفر زن مراشرمسار و خجلت زده نكرده است. روزى در رهگذر با زنى برخوردم. از من خواهش كردهمراه او بروم. به دكان مجسمه سازى آمد و مرا به صاحب دكان نشان داد و گفت:((مثل اين شيطان.)) متحير ماندم. وقتى زن مرا ترك گفت و رفت، از صاحب دكان قضيهرا سؤ ال كردم. جواب داد: ((اين زن به من سفارش داده بود مجسمه شيطان براى اوبسازم.))

💡 یکی از دوستان گیسی در دبیرستان چندین مورد را به یاد آورد که پدرش بدون دلیل پسرش را مسخره یا کتک زده‌است. در یک مورد در سال ۱۹۵۷، او شاهد بود که پدر گیسی مست از زیرزمین خانه بیرون آمد و شروع به تحقیر او کرد، سپس پسرش را بدون هیچ دلیلی کتک زد. [ب]

💡 ابر نیسان سایه بان بر طارم گردون زده ست لاله چتر لعل بر فرش زمردگون زده ست

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز