زنگ الوده
متضادها
نو، پاک، تمیز
لغت نامه دهخدا
( زنگ آلوده ) زنگ آلوده. [ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) زنگ زده. ریم گرفته: دثور؛ زنگ آلوده گردیدن شمشیر. ( منتهی الارب ). مقابل شفاف و پاک. کدر و آلوده به زنگار و ریم:
جان زنگ آلوده در صدرش به صیقل داده ام
زان چنان ریم آهنی تیغ یمان آورده ام.خاقانی.و رجوع به زنگ و زنگار شود.
جمله سازی با زنگ الوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشقان صائب بلا گردان معشوق خودند زین سبب بال و پر طوطی به زنگ آلوده است