زمین کردار

لغت نامه دهخدا

زمین کردار. [ زَ ک ِ ] ( ص مرکب ) ساکن. آرام. بی حرکت:
جرعه ای گر به آسمان بخشی
شود از خفتگی زمین کردار.خاقانی.

فرهنگ فارسی

ساکن و آرام بی حرکت

جمله سازی با زمین کردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمان بنده کردار رنجور تست زمین گنج و خورشید گنجور تست

💡 ز جوشن سواران وز گرد پیل زمین شد به کردار دریای نیل

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز