فرهنگستان زبان و ادب
زبْرمو
{strigose} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی کرک پوش پوشیده از کرک های متراکم و زبر و خمیده و غالباً تخت با قاعده ای غده مانند
زبْرمو
{strigose} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی کرک پوش پوشیده از کرک های متراکم و زبر و خمیده و غالباً تخت با قاعده ای غده مانند
💡 انک شد بیخبر از زمزمه ی نغمه ی زبر تو مپندار که از ناله ی زار اندیشد
💡 به خشم گفتمش ایدون ز چرخ نهراسم که چرخ گردان زیرست و بخت من به زبر
💡 بحری است مجلس تو و در بحر بیخلاف لؤلؤ به زیر باشد و خاشاک بر زبر
💡 سفید آب یک محوطه تاریخی و باستانشناسی در مرکز ایران است که نخستین شواهد شناختهشده دوران پارینهسنگی زبرین در منطقه در آن یافت شده است.
💡 از زبر تا که بریز آمده زلف کج او خانه فکرتم از وی همه زیر و زبر است