لغت نامه دهخدا
زبان بر زبان داشتن. [ زَ ب َزَ ت َ ] ( مص مرکب ) مرادف زبان در ته زبان داشتن. برگفته ای ثابت نبودن و هر دم چیزی گفتن. ( آنندراج ).
زبان بر زبان داشتن. [ زَ ب َزَ ت َ ] ( مص مرکب ) مرادف زبان در ته زبان داشتن. برگفته ای ثابت نبودن و هر دم چیزی گفتن. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرهادی پس از دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان بر روی استیج سالن تئاتر دالبی در پیامی گفت:
💡 یک ره به دامنم بنشان تا به صد زبان بر شاخ گلبن تو بنالد هزار من
💡 بلبل گشاده کرد زبان بر ثنای گل معشوق بلبل است رخ دلگشای گل
💡 بر طبق ادعاهای ورف گرایان زبان بر نحوه تفکر تأثیر میگذارد، پس بعضی مفاهیم تنها در زبانی قابل فهم هستند که در آن ابتدا «تصویر» شدهاند (به کار برده شدهاند).
💡 هر جا حکایت از صنمی دلربا رود از هر زبان بر او همه مدح و ثنا رود
💡 جمعیت این روستای ترک زبان بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۲۰۸۲ نفر و ۶۲۳ خانوار اعلام شد.