رگ گشادن

لغت نامه دهخدا

رگ گشادن.[ رَ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) رگ زدن. ( آنندراج ). فصد کردن. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). رجوع به «رگ زدن » شود.

فرهنگ فارسی

رگ زدن فصد کردن

جمله سازی با رگ گشادن

💡 به عهدت صبا شرم دارد گشادن نقاب از عذار گل بوستانی

💡 که بر در نیاردش کردن درنگ توانی گشادن مر او را به جنگ

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز