لغت نامه دهخدا
روان گفتار. [ رَ گ ُ ] ( ص مرکب ) آنکه سخنش فصیح و سلس باشد. آنکه سخنان منسجم و شیوا تواند گفت، و در بیت ذیل بمعنی سخن گوینده و ناطق است:
بگویی حال و بازآری جوابم
که خاموش روان گفتاری ای باد.خاقانی.
روان گفتار. [ رَ گ ُ ] ( ص مرکب ) آنکه سخنش فصیح و سلس باشد. آنکه سخنان منسجم و شیوا تواند گفت، و در بیت ذیل بمعنی سخن گوینده و ناطق است:
بگویی حال و بازآری جوابم
که خاموش روان گفتاری ای باد.خاقانی.
آنکه سخنش فصیح و سلس باشد آنکه سخنان منسجم و شیوا تواند گفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر روان و زبان مدح تو نگفتندی نه با روان خردستی، نه با زبان گفتار