رو سنجان

لغت نامه دهخدا

روسنجان.[ رَ س َ ] ( اِخ ) در تاریخ گزیده ( چ لندن ص 651 ) در یک جا بجای رفسنجان آمده است. رجوع به رفسنجان شود.

فرهنگ فارسی

در تاریخ گزیده در یک جا به جای رفسنجان آمده است.

جمله سازی با رو سنجان

💡 سلامه، سنجان، زوزن از توابع خواف است که ملک زوزن در آنجا عمارت عالی بنا کرده است.

💡 زاغ راغ اندر هوای نغمه بال و پرزنان همنوای پرده سنجان چمن خواهد شدن

💡 می شود قدر سخن سنجان پس از رفتن پدید جای بلبل در چمن فصل خزان پیدا شود

💡 از سخن سنجان شود صائب بلند آوازه حسن شعله آواز بلبل محفل آرای گل است

💡 در جایی دیگر هنگامی که از توس می‌نویسد اشاره می‌کند که از مشهد تا زاوه (زاویه) سنجان پانزده کیلومتر است.