فرهنگستان زبان و ادب
{chromogen} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] ترکیبی معمولاً بی رنگ که می تواند براثر یک واکنش شیمیایی رنگی شود یا رنگ تولید کند
{chromogen} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] ترکیبی معمولاً بی رنگ که می تواند براثر یک واکنش شیمیایی رنگی شود یا رنگ تولید کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نور را موج تصوّر میکرد و به خوبی میتوانست مسائل مربوط به طول موج مثل رنگ نور را توجیه کند.
💡 رنگدانههای برگ: رنگ برگها به خاطر وجود رنگدانه در گیاه است.
💡 عشق شیرینی جانست و همه چاشنی است چاشنی و مزه را صورت و رنگی نبود
💡 شاهد دلربای من میکند از برای من نقش و نگار و رنگ و بو تازه به تازه نو به نو
💡 گه بلب آورد انگشت که دیدی هرگز با چنین رنگ عقیقی رسد از کان یمن