لغت نامه دهخدا
( رفت و آی ) رفت و آی. [ رَ ت ُ ] ( اِ مرکب ) اختلاف. ( یادداشت مؤلف ). رفت و آمد. ( تحفه اهل بخارا ). رجوع به رفت و آمد شود.
( رفت و آی ) رفت و آی. [ رَ ت ُ ] ( اِ مرکب ) اختلاف. ( یادداشت مؤلف ). رفت و آمد. ( تحفه اهل بخارا ). رجوع به رفت و آمد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در مجالس ترحیم علما و مراجع تقلیدی چون علامه سید محسن امینی منبر رفت و آیات قرآن را به مناسبت مجالس گزینش میکرد.