رطب چین

لغت نامه دهخدا

رطب چین. [ رُ طَ ] ( نف مرکب ) آنکه رطب چیند. که رطب از نخل بازکند. رباینده رطب از نخل:
در باغچه گل قصب چین
گردن زده زنگی رطب چین.نظامی.رطب چینی که با نخلم ستیزد
ز من جز خار هیچش برنخیزد.نظامی.رطب چین درآمد زدوشینه خواب
دماغی پرآتش دهانی پرآب.نظامی.

جمله سازی با رطب چین

💡 چین جبین چو موج تبسم تمام شهد پیکان تیر غمزه چو شهد رطب لذیذ

💡 از این درخت رطب در به روی خلق مبند که کس به شهر نبینم که خوشه چین تو نیست