رضا کردن

لغت نامه دهخدا

رضا کردن. [ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خاطرجمع کردن. || شادمان و خوشدل کردن. ( از ناظم الاطباء ). خشنود کردن. راضی کردن. ( یادداشت مؤلف ):
فرزانه رضای نفس رعنا نکند
تأخیر نگرددو تمنا نکند.سعدی.اگر بنده ای به آنچه او کند دل رضا کن. ( کلیات سعدی مجلس 4 ص 13 ).
|| قبول کنانیدن. ( از ناظم الاطباء ). واداشتن بقبول کردن. قبولاندن. || راغب و مایل نمودن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خطر جمع کردن شادمان و خوشدل کردن راضی کردن

جمله سازی با رضا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اتاق نوعی زندان زیر زمینی وجود داشت که بزهکاران به‌طور موقت در آن بازداشت و تنبیه می‌شدند. پس از آن نهاد شیخ الاسلامی از میان برداشته شد و آخرین شیخ الاسلام از مسند قدرت برکنار شد این اتاق رو به ویرانی نهاد. منصب شیخ الاسلام تا پایان انقراض حکومت قاجاری وجود داشته‌است. در اوایل دوره پهلوی اول از این اتاق برای برخی از امور استفاده می‌کردند. کربلای محمدتقی شل آقاخانی برای نگارنده تعریف می‌کرد که وی مدتی در این اتاق مشغول به کار شد ولی به جهاتی انصراف داده از کار کردن در آن جا خودداری ورزیده‌است. وی به نمایندگی از آقاجان شل آقاخانی کدخدای منصوب از سوی حکومت رضا شاهی در این اتاق حضور می‌یافت؛ بنابراین در سال‌های نخست دولت پهلوی که منصب شیخ الاسلامی از میان رفته بود کارهای آن دیگران سپرده و اتاق فعالیت‌های خویش را به شکل دیگر ادامه می‌داده‌است تا این که این بخش منحل و اتاق نیز تعطیل و رو به ویرانی گذاشت.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز