رسن وار

لغت نامه دهخدا

رسن وار. [ رَ س َ ] ( ص مرکب ) همچون رسن. همانندرسن. مانند رسن. مثل ریسمان. ریسمان وار. که مثل ریسمان بلند باشد. که مانند رسن دراز باشد:
سر از چنبر تو ببردند لیکن
رسن وار سرْشان درآید به چنبر.امیرمعزی.بپیچید آه من در بر چو زآتش چنبری وآنگه
رسن وار آتشین چنبر گره گیرد ز پیچانی.خاقانی.سرآغوش و گیسوی عنبرفشان
رسن وار در عطف دامن کشان.نظامی.به گیسوی رسن وار از پس پشت
چو افعی هرکه را می دید می کشت.نظامی.

فرهنگ فارسی

همچون رسن همانند رسن مانند رسن

جمله سازی با رسن وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر جه یکی ز چاه ز نخدانش مرد وار در زن بدان دو تا رسن مشکبار دست

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز