رخنه بستن

لغت نامه دهخدا

رخنه بستن. [ رَ ن َ / ن ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) سد کردن سوراخ. ترمیم کردن سر شکاف. مسدود کردن سوراخ و شکاف:
مهدی آخرزمان شد کز درش
رخنه آخرزمان بست آسمان.خاقانی.لیک نیارند به مکر و حیل
بستن آن رخنه که آرد اجل.امیرخسرو دهلوی.

فرهنگ فارسی

سد کردن سوراخ ترمیم کردن سر شکاف مسدود کردن سوراخ و شکاف.

جمله سازی با رخنه بستن

💡 در به روی شوق ما بستن ندارد حاصلی از توجه رخنه در دیوار می سازیم ما

💡 این سیل رخنه در دل فولاد می کند بستن به روی عشق در دل چه فایده؟

💡 بسی رخنه را بستن آغاز کرد بسی بسته‌ها را گره باز کرد

💡 چاره در دفع خواطر صحبت پیر است و بس رخنه بر یأجوج بستن خاصه اسکندر است

💡 چاره در دفع خواطر صحبت پیر است و بس رخنه بر یأجوج بستن خاصه ی اسکندر است

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز