لغت نامه دهخدا
رجوع داشتن. [ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع کردن. برگشتن. به مجاز، رابطه داشتن و همانند بودن:
زلفت به پریشانی من داشت رجوعی
جمع آر دگر طره، برآشفتم و رفتم.ظهوری ( از آنندراج ).
رجوع داشتن. [ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع کردن. برگشتن. به مجاز، رابطه داشتن و همانند بودن:
زلفت به پریشانی من داشت رجوعی
جمع آر دگر طره، برآشفتم و رفتم.ظهوری ( از آنندراج ).
رجوع کردن برگشتن بمجاز رابطه داشتن و همانند بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و شيخ ما ثقة الا سلام نورى در ( كلمه طيبه ) اخبار بسيار در فضيلت علما و فوايدوجـود آنـهـا ذكـر كـرده از جـمـله فـرموده: و از فوايد وجود علما آنكه ايشانند اسباب دوستداشـتـن خـداونـد تـعالى بندگان را و دوست داشتن ايشان خداوند را و اين دو محبت غايت سيرسالكين و آخر مراحل رجوع كنندگان به سوى خداوند است.(75)