راه اندازی نافرجام
مترادفها
شروع ناموفق، آغاز بینتیجه
متضادها
راه اندازی موفق، راه اندازی پیروزمندانه
فرهنگستان زبان و ادب
{aborted start} [حمل ونقل هوایی] ناتمام ماندن فرایند روشن شدن هواگَرد به دلیل عدم احتراق طبیعی در محدودۀ زمانی مقرر
جمله سازی با راه اندازی نافرجام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آلسات (فرانسوی: AlSat) ماهواره الجزائری با برنامه گسترده همکاری بینالمللی است که دولت الجزایر آن را از سال ۲۰۰۰ بعنوان برنامه توسعه اکتشافات فضایی و ارسال سیارهای از ماهوارهها که بهطور خاص برای جستجوهای علمی و نظارت آب و هوایی و مانیتورینگ و اطلاعرسانی زلزلهها و حوادث طبیعی طراحی شدهاست، راه اندازی کرد.
💡 مرکز اطلاعات اورژانس فعایت خود را با ۳۰ تکنسین آموزش دیده و ۲۰ آمبولانس ماژولر با نام اورژانس ۱۲۳ در تهران آغاز کرد و پس از آن با آموزش نیروهای بومی در شهرهای دیگر و آموزش نیروی لازم، اورژانس پیش بیمارستانی در این شهرها دیگر کشور نیز راه اندازی شد.
💡 در اردیبهشت سال ۱۳۹۸، پس از راه اندازی مجموعه فرهنگی هنری مرتضی پاشایی، خانواده وی بیانیه ای منتشر کرد و از افرادی که اتودهای مرتضی پاشایی را دارا بودند خواست، دیگر اتودی از مرتضی پاشایی منتشر نشود.
💡 راه اندازی نافرجام پروژه بزرگ زیرساختی در منطقه، باعث شد که سرمایههای کلان دولتی هدر رفته و نارضایتی مردم از مدیریت شهری افزایش یابد.
💡 پس از چندین سال تلاش و صرف هزینههای هنگفت، راه اندازی نافرجام استارتاپ جدید تکنولوژی منجر به اعلام ورشکستگی رسمی این شرکت شد.
💡 تحلیلگران معتقدند که دلیل اصلی راه اندازی نافرجام کمپین تبلیغاتی شرکت، عدم درک درست از نیازهای بازار و انتخاب نادرست استراتژیهای ارتباطی بود.