رام زی

لغت نامه دهخدا

رامزی. ( اِخ ) ( 1851 -1939م. ) محقق و دانشمند معروف انگلیسی که بریاست هیأتی از طرف دانشگاه اکسفورد برای تحقیق در خط و آثار «هیت ها» به امکنه قدیم آن قوم فرستاده شد و این هیأت در کاپادوکیه آسیای صغیر تحقیقات ارزنده ای کردند و آثار گرانبهایی بدست آوردند. رجوع به ایران باستان ج 1 ص 48 و 49 شود.

فرهنگ فارسی

محقق و دانشمند معروف انگلیسی که بریاست هیاتی از طرف دانشگاه اکسفورد برای تحقیق در خط و آثار (( هیت ها ) )با مکن. قدیم آن قوم فرستاده شد و این هیات در کاپاد و کی. آسیای صغیر تحقیقات ارزنده ای کردند و آثار گرانبهایی بدست آوردند.

جمله سازی با رام زی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنون ای دایه رو تا پیش رامین بگو حالم که چونانست و چونین

💡 خدایا وحشیان را رام ما کن نخستین این تغافل‌پیشه‌ها را

💡 به حاصل دو جهان سر فرو نمی آرد چگونه رام کنم ناز سر گران ترا؟

💡 نخست آزاده رامین خورد سوگند به یزدان کاوست گیتی را خداوند

💡 گر از تو سیر شد رامین بد مهر که رویت را همی سجده برد مهر

💡 به فرمانش همه اقلیم ها رام چو حکم جان روان بر هفت اندام

دمی یعنی چه؟
دمی یعنی چه؟
پدر یعنی چه؟
پدر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز