لغت نامه دهخدا
راحت بار. [ ح َ ] ( نف مرکب ) آرام بخش. ( آنندراج ):
چه روح افزا و راحت باری ای باد
چه شادی بخش و غم برداری ای باد.خاقانی.
راحت بار. [ ح َ ] ( نف مرکب ) آرام بخش. ( آنندراج ):
چه روح افزا و راحت باری ای باد
چه شادی بخش و غم برداری ای باد.خاقانی.
آرام بخش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من سبک دل رادرین ره هست سربار گران بهر راحت می نهم برآستانت بار خویش
💡 گفت این حرف مزن کاهلی و راحت دوست کاهلی رنج تن و انده جان آرد بار
💡 چون به بندند از این دار فنا بار رحیل وقت آسودگی و راحت درویشان است
💡 ز راحت بس تهی بار آمد الحق کاروان را که بر سیماب بادا گوش عقل از غلغل زنگش
💡 برگ راحت مطلب میوه مقصود مجوی برگ بی برگی و میوه غم و بار است در او
💡 صلاح و تقوی بستند بار ازین سامان امان و راحت کردند ازین جهان بدرود