لغت نامه دهخدا
ذورای. ( ع ص مرکب ) خداوند رای: و او «جمیل بن معمر» مردی بود عاقل و ذورای و حافظ. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ص 295 ).
ذورای. ( ع ص مرکب ) خداوند رای: و او «جمیل بن معمر» مردی بود عاقل و ذورای و حافظ. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ص 295 ).
خداوند رای.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسندیده رایی که بخشید و خورد جهان از پی خویشتن گرد کرد
💡 شاه فرا آسمان همت والای تست بر ز برش ماه و مهر روی تو و رای تست
💡 با نور و تاب فکرت تو آفتاب نیست آن را نظیر رای تو خواندن صواب نیست
💡 ز خواندن بیفزایدت رای و هوش ز دیدن شگفت آیدت روی و گوش
💡 کسی را به پیگار او پای نیست به ناورد او تاختن رای نیست