دینار گونه
مترادفها
سکهای
لغت نامه دهخدا
دینارگونه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) دینارگون. همچون زر. برنگ دینار زرد.
دینارگونه. [ ن َ ] ( اِخ ) از متن بیهقی چنین برمی آید که نام محلی بوده است نزدیک جیلم که نهر بزرگی بوده است مابین پیشاور و لاهور ممر آن از وسط شهر کشمیر و از آنجا بجبال کشمیر و سپس بصحرای پنجاب آید و آن یکی از پنج نهر عظیم پنجاب است. ( از تعلیقات فیاض بر تاریخ بیهقی ص 533 ): روز سه شنبه پنج روز مانده از محوم امیر بجیلم رسید و بر کران آب نزدیک دینارگونه فرود آمد و عارضه افتادش از نالانی و چهارده روز در آن بماند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 543 ).
فرهنگ فارسی
دینار گون. همچون زر.
جمله سازی با دینار گونه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسا کسا که بدینار بخشش تو ببرد ز دل غم و ز دو رخساره گونه دینار
💡 ماده ۳۳۳ مافوق قانون مجازات اصلاحشده در ۱۳ فوریه ۱۹۸۲ توسط قانون شماره ۸۲–۰۴، توزیع هر گونه شئ بر خلاف «عفت» را تا ۲ سال حبس و جزای نقدی تا ۲٫۰۰۰ دینار جرم دانستهاست. مادهٔ ۳۳۳ که در سال ۱۹۸۲ نیز اصلاح شدهاست، هرگونه «اقدام بر خلاف نظم طبیعت با افراد همجنس» را تا سه سال حبس و جزای نقدی تا ۱۰ هزار دینار جرم دانستهاست.