دوست خوی

مترادف‌ها

مهربان، صمیمی، خوش‌رفتار

متضادها

دشمن خوی، بدخواه

لغت نامه دهخدا

دوست خوی. ( ص مرکب ) محبوب و نازنین. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

محبوب و نازنین.

جمله سازی با دوست خوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چنان از بی‌سبب آزردنم شرمنده‌ای از من که من خوی ترا ای دوست، پنداری نمی‌دانم!

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران