فرهنگستان زبان و ادب
{refractory period} [علوم سلامت] بخشی از مرحلۀ فرونشینی یا مدت زمانی پس از آن که در طی آن مرد یا زن قادر به تجربۀ مجدد اوج کامش نیست
{refractory period} [علوم سلامت] بخشی از مرحلۀ فرونشینی یا مدت زمانی پس از آن که در طی آن مرد یا زن قادر به تجربۀ مجدد اوج کامش نیست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بسیاری از کشورها، این دوره به دلیل تورم جوانان پس از جنگ، دورۀ بیثباتی عمیق سیاسی بود. در چین، بومرها انقلاب فرهنگی را پشت سر گذاشتند و در بزرگسالی مشمول سیاست تکفرزندی بودند. این تغییرات اجتماعی و صراحت کلام تأثیر مهمی در برداشتهای بومرها و همچنین تمایل روزافزون جامعه به تعریف جهان بر اساس نسلها داشت که پدیدهای نسبتاً جدید بود. اینکه این گروه زودتر از نسلهای گذشته به بلوغ و رشد فکری رسیده بودند، و این امر بر تنش بین نسلها میافزود.