مشک طرامشیر
لغت نامه دهخدا
مشک طرامشیر. [ م ُ / م ِ طَ ] ( اِ مرکب ) گیاهی است از تیره نعنائیان که خودروست و آن را ریحان الارض و دیقطامون نیز گویند. مشک طرامشیع. توضیح اینکه این گیاه در حقیقت یکی از گونه های پودنه است... مؤلف عقار این کلمه را معرب از مشک ترمشیر ایرانی دانسته است. ( از فرهنگ فارسی معین ). گیاهی از خانواده لابیاسه و از گیاهان بومی جزیره کرت است و در طب قدیم این گیاه را مانند داروی نافع جراحات می شناختند. ( از لاروس ). بهتر آن بود که با سرخی و زردی زند. قوت و مزاجش به پودنه کوهی نزدیک است. لیک از او لطیف تر است و دارویی بزرگ است حیض آوردن را و کودک از شکم بیاوردن را. و رطوبتهای غلیظ و لزج را که اندر سینه بود به آسانی براندازد و او گرم است و خشک و اندر درجه دوم و بهتر هندی بود. ( الابنیه چ دانشگاه ص 316 ). فودنج بستانی. پودنه بستانی. بقلةالغزال. ( یادداشت مؤلف ). قسمی از پودنه و قوی تر ازاقسام آن است. برگش انبوه و بزرگ تر از برگ پودنه بری و باخشونت و مایل باستداره و چون گوسفند از آن بخورد شیر او برنگ خون شود. ( از فهرست مخزن الادویه ).
فرهنگ فارسی
گیاهی است از تیره نعنائیان که خود رواست و آنرا ریحان الارض و دیقط امون نیز گویند.
جمله سازی با مشک طرامشیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باز ای کاکل مگر گرد سرش گردیدهای در نزاکت خوبتر از مشک تر میبینمت
💡 ای بر گل عذارت ریحان تر نوشته وز مشک سوده نسخی بر گلشکر نوشته
💡 زلف تو که هم حلقه و هم حلقه رباست یک حلقه بگوش او بچین مشک ختاست
💡 بویی خوشست از سر زلفت به دست باد نسبت به بوی زلف تو مشک تتار چیست
💡 پوست پیاز: در اطراف هریس با روشهای خاصی از آن رنگ مشکی تهیه میکنند.
💡 تا به آن موی میان کس نتواند ره برد زلف مشکین ترا تا کمر آویخته اند