دو قوا

لغت نامه دهخدا

دوقوا. [ دَ ] ( معرب، اِ ) دوقو. دوقوس. تخم گزربری. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوقو شود.

فرهنگ فارسی

دو قو. دو قوس. تخم گزر بری.

جمله سازی با دو قوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر پایهٔ این دیدگاه، مشروعیت حکومت در زمان غیبت با حکم الهی و مشروعیت ولی فقیه ناشی از نصب او توسط امام معصوم است. به این ترتیب این نظام است که مشروعیت خود را از ولی فقیه می‌گیرد -نه برعکس- و همهٔ کارهای قوای سه‌گانه زمانی اعتبار دارد که رضایت ولی فقیه را به همراه داشته باشد.

💡 در همین هنگام نیاز به لشکر دوازدهم زرهی از گروه زرهی ۳ در محاصره بیاویستوک-مینسک مرتفع شده و این لشکر می‌توانست در پیشروی قوای زرهی ورماخت در عمق اراضی دشمن مشارکت کند.

💡 انجمن اسلامیه یکی از سنگرهای مهم مقابله با مشروطه خواهان تبریز بود. تشکیل این انجمن کمی پیش از شروع مقاومت تبریز در مقابل قوای محمد علی شاه بود و پس از چند ماه جنگ با قوای ستارخان ساختمان آن تسخیر و سازمان آن برچیده شد.

💡 قوه ی خیال در خواب دیدن به تنهائی عمل نمی کند. بلکه این قوه برای خواب دیدن نیازمند قوه ی تفکر، حافظه و دیگر قوای عقلی است.

💡 فرماندهی کل قوا (ارتش آمریکا و دیگر تجهیزات نظامی) انتخاب افراد برگزیده در دولت

💡  سخنان مقام معظم رهبرى و فرماندهى كل قوا در مورد شهيد بابايى:

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز