دو بارو

لغت نامه دهخدا

دوبارو. [ دُ ] ( اِ مرکب ) نوعی از بازی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نوعی از بازی.

جمله سازی با دو بارو

💡 بنا به نظر عبدالمجید ارفعی، نام زرقان در گل نبشته‌های باروی تخت جمشید به صورت رکان بوده که بعدها به زرغون تبدیل شده است.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال بریستول سیتی، باشگاه فوتبال بارو، باشگاه فوتبال کولوین بای، باشگاه فوتبال رکسهام، باشگاه فوتبال ویتون آلبیون، باشگاه فوتبال برافورد پارک آونیو، باشگاه فوتبال لیورپول، و باشگاه فوتبال نورتویچ ویکتوریا اشاره کرد.

💡 چون محرم شد و بر بست صفر بارو رسید یزک ماه ربیع آن مه عشرت گستر

💡 دیده را هر خشت دامی هست بر باروی شهر کی کند در گوش کیوان از بزرگی گوشوار

💡 همین‌طور مراکز خرید کوچکتر و هایپر مارکتهایی در بایان بارو احداث شده‌اند تا بخش قابل ملاحظه ای از نیازهای منطقه را تأمین کنند.

💡 لاله باروی درفشان وی اندر وحشت مشک با زلف پریشان وی اندر پیکار

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز