دو اره ای
مترادفها
دو لبه، دو جنبه
متضادها
یکطرفه، یکسو
فرهنگستان زبان و ادب
{biserrate, doubly serrate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی برگی که دندانه های حاشیۀ ارّه ای آن مجدداً ارّه ای شده باشد
جمله سازی با دو اره ای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اره ای گر در کف نجار بینی بی گمان هست بهر پیکر جمشید و فرق زکریا
💡 استفاده از این تکنولوژی جدید مانند یک تیغ دو اره ای است که اگر درست مدیریت نشود، میتواند هم سودمند باشد و هم بسیار آسیبزا.
💡 آن سیاست اقتصادی جدید، مانند یک ابزار دو اره ای عمل میکند که در عین ایجاد رشد، میتواند ثبات مالی جامعه را نیز به خطر بیندازد.
💡 او در برخورد با مشکلات با رویکردی دو اره ای عمل میکرد، یعنی همزمان هم به دنبال حل مسئله بود و هم به دنبال یافتن فرصتهای جدید.