ده واره

لغت نامه دهخدا

ده واره. [ دِه ْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کاری که همه مردم ده با هم انجام دهند چون حفر جوی و ساختن بنایی. ( یادداشت مؤلف ). || وجهی که همه می پردازند. ( در لهجه بختیاری ) ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

کاری را که همه مردم ده با هم انجام کنند چون حفر جوی و ساختن بنایی.

جمله سازی با ده واره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان تو زان جمال مالامال چون شود وارهی ز رنج و ملال

💡 بمردی وارهان خود را ازین بیگانگان بگسل بشهر آشنائی آ صلای‌ آشنائی زن

💡 جمله تویی از خودی ام وارهان در ره من نیست به جز من حجیب

💡 بازگو احوال دورافتادگان وارهان جان از غم و لب از فغان

💡 بر دامن اجلال ولیعهد بزن دست تا وارهی از چنگ غم و ننگ تملّل

💡 خیز سوی خیمه ها می کن گذار چشمها را وارهان از انتظار

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز