لغت نامه دهخدا
ده فارسی. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان. واقع در 26هزارگزی خاوری کرمان دارای 120 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده فارسی. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان. واقع در 26هزارگزی خاوری کرمان دارای 120 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست ممکن ترک من برفارسی دندان نهد گر ز قند فارسی سازم جهان راپرشکر
💡 اولین فردی که اقدام به ترجمه قرآن کریم به فارسی نمود، سلمان فارسی بود.
💡 در اینجا فهرستی از شاعران فارسیزبان کشور تاجیکستان (که فارسی زبان رسمی آن است) میآید:
💡 مه ترکی زبان من نداند فارسی چندان چو گویم بوسه ده مشکل نهد بر فارسی دندان
💡 رمشا در ویژهبرنامههای نوروزی ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ بیبیسی فارسی اجرا داشت.
💡 جان سوارست و فارسی، خر تن زیر ران او زشت باشد که زیر خر، کند این روح مرکبی