لغت نامه دهخدا
ده سعید. [ دِه ْ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان. واقعدر 24هزارگزی خاور کرمان. سکنه آن 120 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده سعید. [ دِه ْ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان. واقعدر 24هزارگزی خاور کرمان. سکنه آن 120 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
💡 سعید حمرانی (عربی: سعيد حمراني؛ زادهٔ ۲۶ فوریهٔ ۱۹۶۲) بازیکن فوتبال اهل الجزایر بود.
💡 سالها باید که تا صاحبدلی پیدا شود. بو سعید اندر خراسان یا اویس اندر قرن
💡 چو با بخت سعید من محمد گشته پشتیبان یقین زخم دل دیوانه بی مرهم نخواهد شد
💡 جمله جهانیان یکی هست سعید از آن یکی این همه مست از آن یکی یار یکی سخن یکی
💡 چند نسخه از «دیوان» او در کتابخانه کاخ گلستان موجود است. دیوان او را سعید حمیدیان تصحیح و منتشر کردهاست.
💡 آقاتهرانی در پاسخ اینکه؛ گفته میشود که سعید جلیلی گزینه اصلی دولت است، بنابراین انتخاب وی توسط جبهه پایداری به حمایت مستقیم و غیر مستقیم شما از دولت بازمیگردد؟