لغت نامه دهخدا
ده زیره. [ دِه ْ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان کاشان. واقع در 39هزارگزی جنوب خاوری کاشان. دارای 460 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
ده زیره. [ دِه ْ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان کاشان. واقع در 39هزارگزی جنوب خاوری کاشان. دارای 460 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال زیره اشاره کرد.
💡 کلیم اندر غریبی آزمودی قیمت خود را کنون همت بورز این زیره را دیگر به کرمان بر
💡 از پس عمری بزد جامۀ تقوا به نیل مفتقر از بس که از روی و ریا زیره کرد
💡 جان میبرند تحفه به نزدیک یار خویش خرما به بصره، زیره به کرمان همیبرند
💡 از محصولات طبیعی این روستا که میتوان نام برد: زیره، بادام کوهی، انواع مرکبات، شیر، ماست، کره حیوانی، کشک و... است.
💡 گر زحیزی خیره گردی روی زی نادان میار چون بضاعت زیره داری روی زی کرمان مکن