ده بلوچی

لغت نامه دهخدا

ده بلوچی. [ دِه ْ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میرعبدی بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار. واقع در 10هزارگزی جنوب دشتیاری کنار راه مالرو دشتیاری به برهین. سکنه آن 400 تن و از طایفه ٔسردارزائی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با ده بلوچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیستم‌های نوشتاری زبان بلوچی چندین سیستم نوشتاری هستند که مهم‌ترین آن‌ها سیستم نوشتاری ظهورشاه هاشمی می‌باشد.

💡 گویش کُرُشی یکی از گویش های زبان بلوچی است که به بلوچی جاسک و سیریک بسیار نزدیک می باشد که در میان مردمی به نام کُرُشی رواج دارد (میراث ناملموس ایران)..

💡 زبان سیوندی تنها گویش از زبان‎های ایرانی در استان فارس و جنوب باختری ایران است که با زبان‌های شمال باختری ایران چون زبانهای کردی،تالشی،گیلکی، تاتی، مازنی، بلوچی هم‎خانواده است.

💡 سورگلم از دو واژه «سور» و «گلم» تشکیل شده که در زبان بلوچی «سور» به معنای شور و «گلم» به معنای برکه آب می‌باشد؛ در واقع اسم روستا از برکه آب شوری گرفته شده که در گذشته در این منطقه وجود داشته‌است.

💡 در پاییز 1978، زبان بلوچی و سه زبان دیگر (ازبکی، ترکمنی و نورستانی) علاوه بر پشتو و دری به عنوان زبان‌های رسمی افغانستان به رسمیت شناخته شدند. تسهیلات برای تبلیغ تعهد شد و اقداماتی برای اجرای سیاست جدید در چهار زمینه - مشارکت در دولت، آموزش، انتشار نشریات و بیان فرهنگی انجام شد. یک هفته نامه به زبان بلوچی، انتشار خود را در سپتامبر 1978 آغاز کرد.

💡 امروزه در تمام نواحی بلوچستان به ویژه در شهرها از بینجو در انواع موسیقی همراه با سازهای رایج بلوچی استفاده می‌شود.