لغت نامه دهخدا
دشوارجای. [ دُش ْ ] ( اِ مرکب ) جای دشوار. ناهموار و صعب: روس [ جد روسان ] بگردید و جایی نیافت جز جزیره ای... آنجا مقام گرفت در آن بیشه ها و دشوارجای. ( مجمل التواریخ ).
دشوارجای. [ دُش ْ ] ( اِ مرکب ) جای دشوار. ناهموار و صعب: روس [ جد روسان ] بگردید و جایی نیافت جز جزیره ای... آنجا مقام گرفت در آن بیشه ها و دشوارجای. ( مجمل التواریخ ).
جای دشوار. ناهموار و صعب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شناسایی در حقیقت برای پاسخگویی کاربر به اعمالی است که بر روی سیستم انجام میدهد. احراز هویت روشی است که براساس آن بررسی میشود که آیا طرف مقابل ارتباط همانی است که باید باشد یا یک نفوذگر است که خود را به جای طرف واقعی جازده است. بررسی هویت واقعی طرف مقابل ارتباط، عملی دشوار است.
💡 ویژگی دیگری کخ میتوان در این زمینه به آن اشاره نمود این است که معماران ایرانی معمولاً سعی میکردند عناصر نازیبای سازهای را در پشت عناصر پوششی پنهان سازند. چنین پیچیدگی و ابهامی در درک رفتار سازهای پتکانه، دسته بندی قطعی در این زمینه را دشوار میسازد. اما با اندکی تساهل میتوان پتکانهها را، از منظر نحوهٔ مشارکت در انتقال بار، در دو گروه شکلی (آرایهای) و شکلی _ سازهای (ترکیبی) جای داد.