درد گرفتن

لغت نامه دهخدا

درد گرفتن. [ دَ گ ِ رِ ت َ] ( مص مرکب ) متوجع شدن: شکمش درد گرفت و بس ثفل از زیر او بیرون آمد. ( ترجمه تفسیر طبری ).
گفت بخوردم کرم درد گرفتم شکم
سر بکشیدم دو دم مست شدم ناگهان.لبیبی.او را [ رابعه را ] دیدم با کوزه ای شکسته... و خشتی که وقتی سر بر آنجا نهادی و گفت:دلم درد گرفت. ( تذکرة الاولیاء عطار ). برق؛ درد گرفتن شکم گوسفندان از خوردن بروق. ( تاج المصادر بیهقی ). || متألم شدن. درد خاستن. مبتلی به درد و رنج شدن.

جمله سازی با درد گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این غیرمعمول نیست برای اینکه کسی به یک شعله‌ور شدن پسوریازیس بدون علائم گلو درد دچار شود. صحبت با دکتر در مورد گرفتن تست گلو درد در صورت شعله‌ور شدن پسوریازیس لازم است.

💡 سرانجام پس از سال‌ها تلاش در زمینه ادبیات بر اثر یک تصادف، پزشکان به‌طور اتفاقی متوجه بافت‌های وخیم سرطانی در او شدند و پس از آن بود که تجویز داروهای سرطانی را نیز برای او آغاز کردند اما به دلیل ضعف شدید جسمانی توان گرفتن داروهای شیمی درمانی را نداشت وجعفر کازرونی پس از ماه‌ها تحمل درد و رنج بیماری سرطان در سن هفتاد سالگی در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ در گذشت.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز